بعد از مدتها که قلمم در حال خاک خوردن بود به پیشنهاد دوستی گرامی عزم خودم را جذم کردم و با غبار گیری ذهن خودم سعی کردم تا روحی دوباره به آن ببخشم و بعد از مدت ها مطلبی به نسبت تاثیر گذار بنویسم ، خلاصه کلام اگر در طول خواندن این متن دچار سردرگمی گشتید به بزرگی خود ببخشیدالبته به شرطی که تا آخر مطالعه نمایید !
مقدمه :
امروزه در بین ما ایرانیان دنیای مجازی و اینترنت همچنین وبلاگ نویسی جایگاه تازه و مهم تری نسبت به چند سال گذشته پیداکرده است ، به طوری که روزانه شاهد انتشار مطالب ، مفاهیم و عقاید گوناگونی در سطوح و مبناهای مختلف می باشیم و اکثریت کسانی که به نوعی صاحب اندیشه هستند این دنیایی مجازی را مکانی مناسب برای انتشار عقاید و نظریات خود یافته اند و از آن برای گسترش تفکرات خود و تاثیر گذاری روی مخاطبین مختلف استفاده می کنند ، که مسلما تولید این محتوای فکری در گذشته یعنی حدود دوسال پیش به قبل به این صورت رواج نداشت و حتی اگر کسانی بودند که چنین استفاده ای از این محیط بنمایند عموم را مخاطب مباحث مطرح شده ی خود نمی دیند و اکثرا دارای مخاطبین خاص به ویژه هم فکران و همراهان و دوستان خود بودند و کم شاهد حضور مخالفین در مواجهه با نظریات یک نظریه پرداز و یا یک تحلیل گر بودیم بعد از گذشتن از برهه تاریخی و تاثیر گذار بیست و دو خرداد 88 به دلیل ایجاد خفقان شدید در جامعه به صورتی که با مخالفین و حتی افرادی که دارای اندیشه و تفکرات بسیار قابل احترام هم بودند برخورد های شدید و سرکوب های متنوع با تاوانی سنگین برای آنان صورت گرفت .
نقش دنیای مجازی در انتشار عقاید و تفکرات ناگهان بسیار پر رنگتر از گذشته کرد و انتشار عقایدی مختلف و گاه در تضاد با هم که بسیار تعداد آنها زیاد بود جایگاهی ثابت را برای نشر این مطالب می طلبید ؛ خب در این زمان با توجه به شرایط موجود دیگر برای یک نویسنده ، نظریه پرداز و یا تحلیل گر مخاطب خودی به صورت گذشته اهمیتی ندارد نیاز به این موضوع به شدت احساس می شود که آیا من می توانم مخاطبانی که هم نظر با من نیستند را با خودم همراه نمایم ؟ آیا می توانم عقیده و تفکر خود را گسترش دهم ؟ چگونه با مخالفین نظریات خود ارتباط بر قرار کنم ؟ اینجاست که نقش اشتراک گذاری به صورت گسترده مطرح می شود و بسیاری به دنبال مخاطبین متفاوت برای نظریات خود و به بحث گذاشتن آنها می گردند ، زیرا همان طور که گفتم انتشار عقیده بین خودی ها مثل دادن چراغی به دست فردی نا بینا می باشد ؛ بعد از 22 خرداد نقش شبکه های اجتماعی و سایت های اشتراک گذاری مطالب به شدت پر رنگ گشت و در این نوع سایت ها بود که مطالب مختلفی به کرار توسط مردم و نویسنده ها به نقد و بررسی گذاشته می شد ، این امر موجب شد تا صاحبان اندیشه های متفاوت و مختلف به آنها هجوم آورند تا با استفاده از فضای باز به دور از سانسور و درگیری و خطرات دیگر آزادانه اندیشه خود را به سایر مخاطبین برای نقد و بررسی و همچنین همه گیر نمودن محتوای فکری خود فعالیت نماید ، این موضوع در طول دو سال گذشته باعث شد مصرف کننده گان که به دنبال نظریات مختلف برای رشد فکری خود هستند برای دریافت این سلسله تفکرات نیز به بررسی آنها در این گونه سایت ها بپردازند ، همانگونه که میدانید از نظر بسیاری نقش این سایت ها بنا به دلایلی که ذکر شد الان بسیار پر رنگ تر از گذشته شده است و نحوه تصمیم گیری آنها در مورد سیاست های مدیریتی خود تاثیرات بسیار زیادی در جامعه مجازی و جامعه واقعی خواهد داشت زیرا به طبع مخاطبین برای اشتراک اندیشه ها و استفاده از آن ها به دنیای مجازی مراجعه می نمایند زیرا در این محیط است که می توانند بدون هیچ دخالت و تحریف و سانسور به تهیه خوراک فکری بپردازند و همین افراد با توجه به تغییرات فکری که برایشان رخ خواهد داد سرنوشت جامعه را چه جوامع کوچک چه بزرگ را رقم خواهند زد .
طی مقدمه نه چندان کوتاهی در بالا مطالعه کردید و اگر مورد قبول شما بوده حتما متوجه اهمیت سایت های اشتراک گذاری و سیاست های آنها در رشد فکری جامعه های حقیقی شده اید بنابراین تغییرات مدیریتی و همچینین سیاست های آن در قبال عملکرد کاربران ، تمایلات و حساسیت های آنها بسیار تاثیر گذار می باشد ، به طور کلی نمی شود که مشخص کرد این سیاست ها از چه خط مشی پیروی می کنند و هدف و مقصود آنها چیست ولی هر گونه تغییرات به نوعی می تواند نشان دهنده تفکرات سیستم مدیریتی و تمایل مدیریت به سمتی سویی جدا از خنثی بودن باشد چنان چه در حال حاضر شاهد هستیم برخورد ها اینگونه است که سیستم های مدیریتی اینگونه سایت ها هماهنگ با گسترش تغییرات و نگرش های مختلف و سنگینی انواع آنها به طور نامحسوس به سمت صفحه سنگین تر تمایل پیدا می کنند ، میتوان شواهد این گونه تغییرات را به صورت زیر مشاهده کرد که سیستم در ابتدای راه هماهنگ با گرایش عموم به سمت های مختلف و دور شدن از ایده آلگرایی حتی به شانه خالی کردن از زیر بار تعهدات عرف و حتی خود داری از تعیین خوب و بد می پردازد و از قضاوت در باره ارزشها و پرداختن آشکار به خوب و بد ، ارایه راه حل و راهنمایی و قبول مسئولیت و به طور کلی پذیرش یک عقیده و اتخاذ یک جهت و هدف مشخص در عمل امتناع می ورزد و به واقع گرایی و تجزیه تحلیل موضوع با معیار های مشخص شده و سمبلیک می پردازد زیرا" عقیده " و " تعهد " و" هدف " به علم صدمه خواهد زد و آن را در چارچوب های اعتقادی و ارزش های معین محدود می گرداند به این موضوع باعث خواهد شد که عقیده خواص ( خواص به معنای عده ای از عموم ) کنترل سیستم مدیریتی را در بر خواهد گرفت و کاملا مشخص است که اگر اندیشه یک فرد برای مثال یک محقق و تصمیم گیرنده و یا مدیریت سیستم به سمت و سویی خاص کشیده شود مانند مسلمان و کافر ، آزاد و دیکتاتور طبیعتا نخواهد توانست آزاد باشد و یک تصمیم و یا جستجوی بی غرض نماید و کاملا واضح خواهد بود که بر استدلالی چنین محکم و استوار هیچ ایرادی وارد نخواهد شد و اگر اعتراضی صورت بگیرد با دلایلی مبتنی بر علم و واقعیت خود به خود تبرئه خواهد شد و باعث محبوبیت بیش از پیش مدیریت سیستم می گردد
مسلما در میانه راه اگر مدیریت سیستم برخوردی خلاف گذشته انجام دهد مسائل بسیار زیادی پیرامون تغییرات جدید به وقوع خواهد پیوست و اولین اعتراضات و ایراداتی که بر او وارد شود بسیار تاثیر گذار میگردند زیرا در حال حاضر مدیریت و یا تصمیم گیرنده و محقق مانند گذشته بر پایه عقل و منطق و علم تصمیم گیری نخواهد کرد و عواملی همچون هدف و عقیده یا متعد بود به مسائل گوناگون باعث اسارت فکری وی شده و در تصمیم گیری های او دخالت خواهد کرد و همچنین به دلیل استفاده ننمودن از علم و شانه خالی ننمودن از تعهدات عرف جامعه نمیتواند معترضین را مثل سابق با تکیه بر تصمیمات خود که بر پایه ی علم و منطق و بی طرفی و تعهد نداشتن و مهم نبودن هدف گرفته شده بودند خاموش نماید و خود را تبرئه نماید و الباقی ماجرا که بسیار واضح خواهد بود سرنوشت مدیریتی اینچنین چه خواهد شد
تعاریف مختلفی از مسائلی که به عنوان معیار عقلی محسوب می شوند وجود دارد برای مثال تعاریف بسیار متفاوت و گوناگونی در مورد آزادی و آزادی بیان وجود دارد و همیشه این تعاریف متفاوت مشکل ساز هستند ، من تعریفی از آزادی دارم بدین صورت که شما در انتشار عقاید خود آزاد هستی ! فرد دیگری هم از آزادی همین تعریف را دارد واین یک وجه مشترک خواهد بود در قبال آزادی ولی مسئله ای که در این میان متضاد خواهد بود این است که شما در عقاید هم با هم مشترک هستید ؟ ایا عقایدی یکسان دارید ؟ مسلما به این صورت نخواهد بود این جاست که نقش تصمیم گیرنده یا محقق که در بالا ذکر شده تعیین کنند خواهد بود اگر تصمیم گیرنده در این بین تصمیم گیرنده ای متعد ، معتقد و هدفمند باشد یعنی از تصمیم مورد نظر خود هدفی را دنبال نماید مطمئنا با مشکل مواجه خواهد شد ، در این بین می توان برای تصمیم گیرنده سه راه کلی تعین کرد یک : تصمیم گیری بر اساس علم ، تصمیم گیری بر اساس تعهد ، عقیده و هدف و تصمیم نگرفتن !!!
در مواردی مانند یک اختلافاتی که بین یک گروه 4-5 نفره به وجود می آید که باید مدیریت شود اگر تصمیم گیری بر اساس علم یا تصمیم گیری بر اساس تعهد و ... در هر صورت نتیجگیری قابل قبول تر خواهد بود و تصمیم گیرنده نیز به مسئولیت خویش عمل کرده است اما مسئله مهم تصمیم گیری در جوامع بزرگتر همچون سایت های اشتراک گذاری می باشد که برای مثال همچون سایت بالاترین با بیش از 30 هزار عضو نمادی از یک جامعه مدنی هستند می باشد در این مورد تصمیم گیرنده از نظر نویسنده این مطلب ( من ) می بایست سرنوشت موضوع مورد بحث را به افراد اجتماع بسپارد برای مثال در یک جامعه حقیقی اگر همانند 22 خرداد سال 88 نظریات افراد گوناگون نادیده گرفته شود و یا در مورد دیگری مانند توجه نکردن یا توجه کردن به نظریات و عقیده های دیگر باعث ایجاد تنش و اغتشاش خواهد بود و این عمل یعنی ایجاد تنش نتیجه ای به غیر از تحلیل یافتن مشروعیت تصمیم گیرنده نخواهد داشت چون یا این گروه مورد از نظر خودشان مورد ظلم قرار قرار خواهند گرفت یا گروه دیگر و تصمیم گیرنده نه تنها نتوانسته است کار مثبتی انجام دهد بلکه به مسائل بدتری دامن زده ( پارازیت : ساعت / 3:48 دقیقه بامداد و در حال تلف شدن هستم ) در این مورد هیچگاه این اجازه از طرف دسته هایی مخالف به تصمیم گیرنده داده نخواهد شد که تصمیمی بگیرد و بهترین کار این است که فرد مسئول این اجازه را بدهد که طرفین بخث هم دیگر را با دلایل و مناظره ها و بحث های مختلف کم کم بسنجند و با عقاید یک دیگر اشنا شوند تا بعد از گذشت مدتی که از شناخت طرفین نسبت به هم گذشت دلایل قانع کننده تری برای یکدیگر آورده و تنش و اختلاف به وجود آمده را در یک نقطه مشترک پایان دهند و هر عملی در این بین از سوی مدیریت به ضرر او تمام خواهد شد زیرا این طرفین بحث هستند که وی را به عنوان مرجع انتخاب نموده اند بنابراین اگر تصمیمی گرفته شود باعث دلسرد شدن گروهی از مرجع خواهد شد و اعتبار خود را از دست خواهد داد .
پ.ن : تشکر از سیاوش عزیز بابت تشویق اینجانب برای نوشتن دوباره
پ.ن : مطلب در مورد سیاست های بالاترین می باشد بند به هیچ عنوان به صورت صریح موضع خودم رو عنوان نکردم و شما می توانید با خواندن مطلب موضع من رو متوجه بشید و همین طور خودتان !
پ.ن : بسیار دوست داشتم مسائل مهم تری را در این نوشته مطرح کنم ولی هم در حال خواب الودگی هستم و هم از حوصله خواننده خارج خواهد بود .
موفق باشید - محمود
مقدمه :
امروزه در بین ما ایرانیان دنیای مجازی و اینترنت همچنین وبلاگ نویسی جایگاه تازه و مهم تری نسبت به چند سال گذشته پیداکرده است ، به طوری که روزانه شاهد انتشار مطالب ، مفاهیم و عقاید گوناگونی در سطوح و مبناهای مختلف می باشیم و اکثریت کسانی که به نوعی صاحب اندیشه هستند این دنیایی مجازی را مکانی مناسب برای انتشار عقاید و نظریات خود یافته اند و از آن برای گسترش تفکرات خود و تاثیر گذاری روی مخاطبین مختلف استفاده می کنند ، که مسلما تولید این محتوای فکری در گذشته یعنی حدود دوسال پیش به قبل به این صورت رواج نداشت و حتی اگر کسانی بودند که چنین استفاده ای از این محیط بنمایند عموم را مخاطب مباحث مطرح شده ی خود نمی دیند و اکثرا دارای مخاطبین خاص به ویژه هم فکران و همراهان و دوستان خود بودند و کم شاهد حضور مخالفین در مواجهه با نظریات یک نظریه پرداز و یا یک تحلیل گر بودیم بعد از گذشتن از برهه تاریخی و تاثیر گذار بیست و دو خرداد 88 به دلیل ایجاد خفقان شدید در جامعه به صورتی که با مخالفین و حتی افرادی که دارای اندیشه و تفکرات بسیار قابل احترام هم بودند برخورد های شدید و سرکوب های متنوع با تاوانی سنگین برای آنان صورت گرفت .
نقش دنیای مجازی در انتشار عقاید و تفکرات ناگهان بسیار پر رنگتر از گذشته کرد و انتشار عقایدی مختلف و گاه در تضاد با هم که بسیار تعداد آنها زیاد بود جایگاهی ثابت را برای نشر این مطالب می طلبید ؛ خب در این زمان با توجه به شرایط موجود دیگر برای یک نویسنده ، نظریه پرداز و یا تحلیل گر مخاطب خودی به صورت گذشته اهمیتی ندارد نیاز به این موضوع به شدت احساس می شود که آیا من می توانم مخاطبانی که هم نظر با من نیستند را با خودم همراه نمایم ؟ آیا می توانم عقیده و تفکر خود را گسترش دهم ؟ چگونه با مخالفین نظریات خود ارتباط بر قرار کنم ؟ اینجاست که نقش اشتراک گذاری به صورت گسترده مطرح می شود و بسیاری به دنبال مخاطبین متفاوت برای نظریات خود و به بحث گذاشتن آنها می گردند ، زیرا همان طور که گفتم انتشار عقیده بین خودی ها مثل دادن چراغی به دست فردی نا بینا می باشد ؛ بعد از 22 خرداد نقش شبکه های اجتماعی و سایت های اشتراک گذاری مطالب به شدت پر رنگ گشت و در این نوع سایت ها بود که مطالب مختلفی به کرار توسط مردم و نویسنده ها به نقد و بررسی گذاشته می شد ، این امر موجب شد تا صاحبان اندیشه های متفاوت و مختلف به آنها هجوم آورند تا با استفاده از فضای باز به دور از سانسور و درگیری و خطرات دیگر آزادانه اندیشه خود را به سایر مخاطبین برای نقد و بررسی و همچنین همه گیر نمودن محتوای فکری خود فعالیت نماید ، این موضوع در طول دو سال گذشته باعث شد مصرف کننده گان که به دنبال نظریات مختلف برای رشد فکری خود هستند برای دریافت این سلسله تفکرات نیز به بررسی آنها در این گونه سایت ها بپردازند ، همانگونه که میدانید از نظر بسیاری نقش این سایت ها بنا به دلایلی که ذکر شد الان بسیار پر رنگ تر از گذشته شده است و نحوه تصمیم گیری آنها در مورد سیاست های مدیریتی خود تاثیرات بسیار زیادی در جامعه مجازی و جامعه واقعی خواهد داشت زیرا به طبع مخاطبین برای اشتراک اندیشه ها و استفاده از آن ها به دنیای مجازی مراجعه می نمایند زیرا در این محیط است که می توانند بدون هیچ دخالت و تحریف و سانسور به تهیه خوراک فکری بپردازند و همین افراد با توجه به تغییرات فکری که برایشان رخ خواهد داد سرنوشت جامعه را چه جوامع کوچک چه بزرگ را رقم خواهند زد .
مسلما در میانه راه اگر مدیریت سیستم برخوردی خلاف گذشته انجام دهد مسائل بسیار زیادی پیرامون تغییرات جدید به وقوع خواهد پیوست و اولین اعتراضات و ایراداتی که بر او وارد شود بسیار تاثیر گذار میگردند زیرا در حال حاضر مدیریت و یا تصمیم گیرنده و محقق مانند گذشته بر پایه عقل و منطق و علم تصمیم گیری نخواهد کرد و عواملی همچون هدف و عقیده یا متعد بود به مسائل گوناگون باعث اسارت فکری وی شده و در تصمیم گیری های او دخالت خواهد کرد و همچنین به دلیل استفاده ننمودن از علم و شانه خالی ننمودن از تعهدات عرف جامعه نمیتواند معترضین را مثل سابق با تکیه بر تصمیمات خود که بر پایه ی علم و منطق و بی طرفی و تعهد نداشتن و مهم نبودن هدف گرفته شده بودند خاموش نماید و خود را تبرئه نماید و الباقی ماجرا که بسیار واضح خواهد بود سرنوشت مدیریتی اینچنین چه خواهد شد
تعاریف مختلفی از مسائلی که به عنوان معیار عقلی محسوب می شوند وجود دارد برای مثال تعاریف بسیار متفاوت و گوناگونی در مورد آزادی و آزادی بیان وجود دارد و همیشه این تعاریف متفاوت مشکل ساز هستند ، من تعریفی از آزادی دارم بدین صورت که شما در انتشار عقاید خود آزاد هستی ! فرد دیگری هم از آزادی همین تعریف را دارد واین یک وجه مشترک خواهد بود در قبال آزادی ولی مسئله ای که در این میان متضاد خواهد بود این است که شما در عقاید هم با هم مشترک هستید ؟ ایا عقایدی یکسان دارید ؟ مسلما به این صورت نخواهد بود این جاست که نقش تصمیم گیرنده یا محقق که در بالا ذکر شده تعیین کنند خواهد بود اگر تصمیم گیرنده در این بین تصمیم گیرنده ای متعد ، معتقد و هدفمند باشد یعنی از تصمیم مورد نظر خود هدفی را دنبال نماید مطمئنا با مشکل مواجه خواهد شد ، در این بین می توان برای تصمیم گیرنده سه راه کلی تعین کرد یک : تصمیم گیری بر اساس علم ، تصمیم گیری بر اساس تعهد ، عقیده و هدف و تصمیم نگرفتن !!!
در مواردی مانند یک اختلافاتی که بین یک گروه 4-5 نفره به وجود می آید که باید مدیریت شود اگر تصمیم گیری بر اساس علم یا تصمیم گیری بر اساس تعهد و ... در هر صورت نتیجگیری قابل قبول تر خواهد بود و تصمیم گیرنده نیز به مسئولیت خویش عمل کرده است اما مسئله مهم تصمیم گیری در جوامع بزرگتر همچون سایت های اشتراک گذاری می باشد که برای مثال همچون سایت بالاترین با بیش از 30 هزار عضو نمادی از یک جامعه مدنی هستند می باشد در این مورد تصمیم گیرنده از نظر نویسنده این مطلب ( من ) می بایست سرنوشت موضوع مورد بحث را به افراد اجتماع بسپارد برای مثال در یک جامعه حقیقی اگر همانند 22 خرداد سال 88 نظریات افراد گوناگون نادیده گرفته شود و یا در مورد دیگری مانند توجه نکردن یا توجه کردن به نظریات و عقیده های دیگر باعث ایجاد تنش و اغتشاش خواهد بود و این عمل یعنی ایجاد تنش نتیجه ای به غیر از تحلیل یافتن مشروعیت تصمیم گیرنده نخواهد داشت چون یا این گروه مورد از نظر خودشان مورد ظلم قرار قرار خواهند گرفت یا گروه دیگر و تصمیم گیرنده نه تنها نتوانسته است کار مثبتی انجام دهد بلکه به مسائل بدتری دامن زده ( پارازیت : ساعت / 3:48 دقیقه بامداد و در حال تلف شدن هستم ) در این مورد هیچگاه این اجازه از طرف دسته هایی مخالف به تصمیم گیرنده داده نخواهد شد که تصمیمی بگیرد و بهترین کار این است که فرد مسئول این اجازه را بدهد که طرفین بخث هم دیگر را با دلایل و مناظره ها و بحث های مختلف کم کم بسنجند و با عقاید یک دیگر اشنا شوند تا بعد از گذشت مدتی که از شناخت طرفین نسبت به هم گذشت دلایل قانع کننده تری برای یکدیگر آورده و تنش و اختلاف به وجود آمده را در یک نقطه مشترک پایان دهند و هر عملی در این بین از سوی مدیریت به ضرر او تمام خواهد شد زیرا این طرفین بحث هستند که وی را به عنوان مرجع انتخاب نموده اند بنابراین اگر تصمیمی گرفته شود باعث دلسرد شدن گروهی از مرجع خواهد شد و اعتبار خود را از دست خواهد داد .
پ.ن : تشکر از سیاوش عزیز بابت تشویق اینجانب برای نوشتن دوباره
پ.ن : مطلب در مورد سیاست های بالاترین می باشد بند به هیچ عنوان به صورت صریح موضع خودم رو عنوان نکردم و شما می توانید با خواندن مطلب موضع من رو متوجه بشید و همین طور خودتان !
پ.ن : بسیار دوست داشتم مسائل مهم تری را در این نوشته مطرح کنم ولی هم در حال خواب الودگی هستم و هم از حوصله خواننده خارج خواهد بود .
موفق باشید - محمود



هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر