منم من ... من محمودم ... من محمود هستم همون محمود ، نام محمود شایسته ی من نیست نام مرا چیزی دیگری باید نهند ... گاهی نمیشه نوشت ... و تو یادت رفته مرا و مرا محمود میخوانی و برعکس یعنی دومحم میبینی !
پ.ن :
امشب بر من روشن شد که همه ی رفتارم در این چندین و چند سال اشتباه بوده چون بعد از انجام کلی کار تنیجه ای که گرفته ام با آن چه فکر می کردم کلی تفاوت داره ... نتجیه چهار ساله ام را همه بر باد هوا میبینم ...
احساس تهی شدن دارم امشب ...
هر دلی طاقتی دارد ، ما هم خدایی داریم .
سلام در مورد این نوشتت باید بگم لحظه هایی هستند تو زندگی آدم که آدم به گذشته و نتیجه ی کارش فکر میکنه و میبینه از اون چیزی که میخواست خیلی دوره .
پاسخ دادنحذففقط می تونم بگم اون لحظه ها خیلی واقعه ایه .
نمی خوام قلبم دیگه مال کسی باشه
نمی خوام دیگه تو دستای کسی باشه
سلام نوشته ی خیلی قشنگی بود .
پاسخ دادنحذفخواستم بگم فضای وب من قرار همین طوری باشه و به خواسته ی خودمه شاید برای دیگران غمگین به نظر بیاد .
دارم امشب برای خیلی ها دعا می کنم...اگه قابل باشم برای تو هم دعا می کنم که بهتر بشه همه چیز برات...
پاسخ دادنحذفامیدوار باش پسر!
نیلوفر
اين حس خيلي اوقات به منم دست ميده. چكار كنيم ديگه، نااميد نباش
پاسخ دادنحذف