۱۳۸۸/۰۹/۲۹

محرم و حسین !

قبل از هر چیز درگذشت آیت الله منتظری رو به همه دوستان و کسانی که به هر صورت احساسی نسبت به این عالم گرانقدر داشتند صمیمانه تسلیت میگم ...روحش شاد آیت الله منتظری نه تنها بعد از انتقلاب بلکه قبل از انقلاب نیز یکی از جسور ترین روحانیون به شمار میرفت .




اما اصل داستان :
محرم اومد و جامه های سیاه ، باز دسته های سینه و زنجیر و قمه و ...
باز بوی قیمه و زرشک پلو ها  ...
باز هم علم های غول پیکری که با ترس از کنارشان رد میشوم که بر سرم نیافتند !
باز ...
باز ...
باز ...
اما کسی نیامد و نگفت که حسین چه بود ؟ که بود ؟ چه کرد ؟ و چه میکند هنوز ؟!چه خواهد کرد .
حسین به جنگ رفت ؟ نه ! کدام احمقی به جنگ میرود و فرزند 6 ماه و دختر سه ساله و خواهر و ... خود را هم میبرد ...
که گفته 72 نفر بود ...
*که گفته آنها 72 نفر بودند آنها 68 نفر بودند ...*
به قول شریعتی که :
حسین بیشتر از آن که تشنه آب بود تشنه لبیک بود ، افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند ...
سخنرانی دکتر شریعتی در روز عاشورا رو آماده کردم این سخنرانی حسین وارث آدم نام داره مدتش دو ساعت هست و در چهار قسمت 30 دقیقه ای با حجم کم ( 4 مگا بایت ) برای دانلود آماده شده امیدوارم که دانلود کنید تا با حسینی دیگر آشنا بشوید ...
تنها کاری که از دستم برآمد در زنده نگه داشتن محرم این بود.

پ.ن : بهشتی و یارانش 68 نفر بودند .

قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم

موفق باشید - محمود

۳ نظر:

  1. دو تا پستتو خوندم ... پست قبلین منو برد به اون موقعه ها که سوم دبستان بودم... آخی که چه خوب حالتو درک می کنم... اما فرق من با تو اینه من گمشدمو 4 سال بعد پیدا کردم و تازه فهمیدم که دنیا ها عوض شده پس بهترین آرزویی که می تونم بکنم اینکه پرستوت پیدا نشه... بذار به همون خیال بچگی بمونی!
    _________________
    اما در مورد امام حسین و جهل این روز ها حرفی ندارم... یکی یه حرفی بهم زد: می گفت این خیلی اشتباه که ما بشینیم و برای امام حسین اشک بریزیم اون بالا ترین جایگاهو داره پس چه نیازی داره که واسش گریه کرد؟
    جواب منم اینه: اون موقعه که دارم گریه می کنم برای خودمه(ما آدم ها کلا خود خواهیم) چون کمی می فهم که اون کی بود... و گریه می کنم تا شاید یه روزی کامل درکش کردم برای نفهمیدنش و رفتنم از این جا، گریه می کنم برای اینکه این جا که نمیبینبشم بلکه توی اون دنیا ببینمش... یه سوال مگه میشه آدم بفهمه کربلا چه خبر بوده و گریه نکنه؟

    پاسخ دادنحذف
  2. كاش اجل به جاي چيدن گلهاي خوشبويي اينچنين علف هاي هرز باغچمونو ميچيد :(

    پاسخ دادنحذف
  3. سلام...
    ممنون كه اومدي و ممنون از راهنماييات.
    در مورده دوسته دوستم مطمئنم. آخه درسا با مامانه پسره حرف زده. مي دونم كه پسرا از اين خاليا زياد مي بندن. منم اول فكر كردم دروغ مي گه يا شوخي مي كنه. اما بعدش مطمئن شدم. نمي دوني پسره چه روحيه اي داره. كلا آدمه قوي ايه. مي دونم كه زندگي خيلي خوبي نداشته اما قويه. خيلي قوي. درسا امروز گريه مي كرد. منم باهاش گريه ام گرفت. فقط ازش خواستم كه دعا كنه. اميدوارم خدا كمكش كنه. البته اگه واقعا خدايي باشه. نمي دونم! امروز رفتم زيارت عاشورا و واسش دعا كردم. البته هر روز به اجبار ناظما مي رفتم. اما امروز خودمم دلم خواست برم. احساس مي كنم دعا سودي نداره و بيشتر واسه آروم كردنه خوده آدمه. اما در هر صورت واسش دعا مي كنم.
    واي! چرا من دارم اين حرفا رو به تو مي زنم؟ چرا يهو انقدر باهات صميمي شدم؟ شايد به خاطره اينه كه خودت صميمي باهام حرف زدي.
    راستي چقدر نظر گذاشتن واست سخته!اينجا حسابي خارجيه!
    منم بايد معذرت خواهي كنم كه زياد حرف زدم!
    فعلا...

    پاسخ دادنحذف