۱۳۸۸/۰۸/۱۴

اندر احوالات خودمان ...




دقیقا به همین صورت خوابیده بودیم که ذهمنان رفت برای خودش در علفزاری خیالی شروع به چریدن کرد و بسیار آشفته مان کرد ! به نتیجه ای  در بحث تاریخ رسید که بعدا آن را مطرح میکنم ! بعد همین طور که برای خودش میچرید رسید به جایی که دید پارچه زده اند به علت فوت ناگهانی فلان کس مغازه تعطیل است و پیش خودش گفت مگر مرگ خبر میکند که میگویی ناگهانی ! :کرکر یعنی خداوند اگر خواست جان تو یا کسی را بگیرد قبل از آن به همه خبر بدهد که ناگهانی نشود ؟ شرمنده که غافلگیر شدی ! کلی هم این موضوع را تحلیل کرد و خلاصه دیدم نمی شود فکرمان بسیار مغشوش  ( مشوش ) است و با توجه به این که در حال حاضر 34 ساعت است که نخوابیده ام و نمیدانم چرا باز هم موقع خواب فکرمان بیش فعال میشود در ساعت 3:15 دقیقه بامداد به  اینجا رسیدم که بیایم و بروز رسانی کنم ! در ضمن به مسئله ی استفراغ بعضی وبلاگ نویسان هم فکر کردم که آن را هم خواهم نوشت !


خوب بخوابید - محمود
Mahmoud.Dadashzadeh@gmail.com

۲ نظر:

  1. خدايا من ميگم اين پارچه زنده اند چه ربطي به مردن داره آخه! نگو اشتباه تايپيه (پارچه زده اند )
    :))
    درضمن مخشوشت هم مغشوش(يا بهتر بگم مشوش) مي باشد..

    الان از حس معلم زدگي خودم استفراغم گرفت :دي
    شرمنده :پي

    پاسخ دادنحذف
  2. "جولی"

    بابت به کار گرفتن ذهن شماشرمنده :دی شرایط جوی بد بود و من هم 34 -5 ساعت بود که نخفته بودم . یک جور هایی استفراغی شد نوشته ام ...


    تصحیح شد - محمود

    پاسخ دادنحذف