۱۳۸۸/۰۸/۰۹

اندر احوالات خودمان ...

زدیم ناک اوت کردیم نظرات را بعد هم پیش خودمان میگوییم چرا کسی سراغ مارا نمیگیرد ... بعد از چند روز که بی خیال نظران دوستان شدیم آمدیم پستی جدید ارایه دهیم که دیدیم به به ! آب  در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم .... فرار ... بعدا تکمیلش میکنم کار پیش آمد ...




تکمیلیه :
اینجا آسمان ابریست و کسی چند روزی است که در گوش من نجوا میکند که چرا شب دیر به خانه میایی ! میشود گفت که من لذتی نمیبرم که باشم ؟ یا اینطوری فکر کنم بهتر باشد که آهای نجوا کننده خب خبری نیست در آنجا که تو میگویی ! حوصله ام سر میرود ! چرت نگو مردک بس است برو به پست بعدی !

روزگار بر مرادتان  - محمود
Mahmoud.Dadashzadeh@gmail.com

۶ نظر:

  1. منم داشتم از خودم می پرسیدم که چرا نظراتش رو تایید نمی کنه؟:پی

    پاسخ دادنحذف
  2. " هومن "
    کجا منتظرمی حاج آقا ازغدی ؟ ما که سری زدیم بهت سرمان خورد به دیوار !

    "نیلوفر "

    منم میگفتم کجایند دوستان روز سختی !


    موفق باشید - محمود

    پاسخ دادنحذف
  3. منتظرم این پستتو بنویسی دیگه :دی

    پاسخ دادنحذف
  4. چي شد؟!
    ديروز كلي نوشتم ارسال نشد؛ دوباره اومدم بنويسم نشد بي خيال شدم :-"
    ميريم به پست بعدي.....

    پاسخ دادنحذف
  5. بی نام و بی نشان جان .

    تقصیر من نیست من شدیدا در گیر هستم با این بخش کامنت های بلاگر ...

    با حوصله باشید - محمود

    پاسخ دادنحذف