۱۳۸۸/۰۸/۰۴

علت مخالفت روحانیت و حکومت با دکتر چیست ؟





از آنجایی که بنده هیچ علاقه ای به ابراز کردن عقاید سیاسی خود ندارم و هیچ احدی را هم قبول ندارم در زمینه طرز تفکر ( یعنی تفکرات هیچ کسی کامل نیست ) دلیل این که در جامعه ی کنونی ما شریعتی مرید مطهری یا مطهری برتر از او و یا سعی بر پایین آوردن وی دارند رو کمی مختصر عنوان میکنم ولی باز شما خودتان کند و کاو کنید.
شریعتی بارها تاكید می‌كند كه در اسلام بجای روحانی عالم دینی وجود دارد:«من، روحانیت را با علمای اسلامی یكی نمی‌گیرم، بلكه متضاد می‌بینم. در اسلام، ما دستگاهی، طبقه‌ای یا تیپی به نام روحانیت نداریم. این اصطلاح خیلی تازه است و مصداق آن هم نوظهور. در اسلام ما عالم داریم در برابر غیر عالم نه روحانی در برابر جسمانی» (م.آ.20- ص119) «آقا روحانی است. یعنی مصرفش چیست؟ متفكر اسلامی است؟ نه. عالم اسلامی است؟ نه. سخنران اسلامی است؟ نه. نویسنده یا مترجم اسلامی است؟ نه. پس چیست؟ ایشان یكپارچه نور است، مقدس است. شخصیت دینی است. آبروی دین است» (م.آ.9- ص193)
«[در اسلام] سازمانی به نام روحانیت(Clerge) نیست و كسی روحانی حرفه‌ای نمی‌شود. در اسلام میان مردم و خدا واسطه نیست، هر كسی مستقیما با او در تماس است.» (م.آ.22- ص198) «در اسلام روحانی نداریم، عالم داریم. رابطه آنان با مردم رابطه عالم و عامی و متخصص و غیرمتخصص است نه مقدس و غیر مقدس، متبرك و غیرمتبرك، روحانی و مادی، مرید و مراد.» (م.آ.4- ص390) «روحانی بارها گفته‌ام، كه هم مفهومش و هم مصداقش و هم لفظش از فرنگ آمده خیلی هم تازه! همراه فكل و كراوات و دیگر مظاهر غربزدگی»(م.آ.7- ص101)
با افزایش حملات روحانیان به شریعتی نقدهای او نیز تندتر شد. مرحوم مهندس بازرگان درباره ریشه‌های اختلاف شریعتی و روحانیت می‌نویسد:«روحانیت در همه ادیان و ادوار به دو دلیل با امثال دكتر شریعتی‌ها ناسازگاری دارد. یكی اینكه تجدد و نوآوری را منافی با اصالت و استحكام دین دانسته، می‌ترسند در مبانی و معتقدات مردم كه تا حدود زیادی بر تشریفات و تحجر و سنت‌ها و افكار كهن تكیه دارد، تزلزل حاصل شود و دلیل مهمترشان این است كه اصلا نمی‌خواهند هیچ فردی كه خارج از صنف و كسوت مقدس است وارد قلمروی واسطگی بین خدا و خلق خدا شده، عهده‌دار مقام مكتسب آنها گردد[...] خلاصه، نامحرم و خارج از خانواده نباشد و دكانی در برابر دكان مالوف باز نشود.»(سعیدی- شخصیت و اندیشه شریعتی- ص23)در سال 1351 و در اوج سخنرانی‌های شریعتی در حسینیه ارشاد، پدرش استاد محمدتقی شریعتی طی نامه‌ای به فرزند، از او می‌خواهد كه در انتقاد از روحانیان و تاریخ آنان، احتیاط بیشتری كند و با این اوصاف است که در جامعه ی ما اساتید دانشگاه ها اینچنین از او نقل و یاد میکنند و حتی این را هم نمیدانند که هیچ گاه نباید فردی در سطح استاد دانشگاه اجازه مقایسه همچین برزگانی را به خودش بدهد .

پ.ن :
نام کتاب هم به دلایل امنیتی پیشمان محفوظ است در صورت تمایل رایانامه دهید .( ترس وجودمان را برداشته )
مطهری هیچ گاه به زندان نیافتاد . برداشت عامیانه اش و بچه گانه اش این میتواند باشد که : وقتی دوتا لیسانس ...
قصد اطلاع رسانی بود ...
اگر شریعتی نبود انقلابی نبود ...
عکس دکتر و امام ( ل ه ) در تظاهرات ها کنار هم بود ...
خدایش بیامرزد ....
پایه گذار اصل 44 قانون اساسی او و دکتر بازرگان بودند ... و بعد از انقلاب و مرگ هر دو حکومت تازه  به این فکر افتاد ...
اصل 44هنوز کامل اجرا نشده ...
گویند پدر دکتر از روحانیون بوده ...
انصاری قمی خواستار حبس و اعدام شریعتی شد...
آیت‌الله سید محمدصادق روحانی در پاسخ به استفتایی كه درباره حسینیه ارشاد علی شریعتی شده بود، نوشت: «نشریات اخیر موسسه فوق‌الذكر و سخنرانی‌های نامبرده در این ایام پا به مرحله خطرناكی گذاشته...هرگز تصور نمی‌رفت...كار محاربه با تشیع و شیعه‌گری و محاربه با خاندان رسالت چنان اوجی بگیرد كه موسسه‌ای اینگونه آزادانه برخلاف مذهب تشیع و دین مقدس اسلام و قوانین آسمانی آن مطالبی را منتشر و سخنرانی‌های زهرآلودی در آن بشود. در هر صورت با وضع فعلی این موسسه، حقیر شركت در مجالس آن‌را حرام می‌دانم.» چهاردهم آبان نیز فتوایی مشابه توسط آیت‌الله سید حسن طباطبایی قمی منتشر شد. ( اسناد انقلاب اسلامی- ج5-ص145)
در اواخر اسفند ماه 1352، پس از 18 ماه حبس انفرادی، علی شریعتی آزاد و خانه‌نشین شد.
یت‌الله سید ابوالحسن قزوینی در پاسخ به استفتایی نوشته بود:«هرچند مدتی است كسالت دارم و قادر بر مطالعه نیستم، ولی نظر به مطالعه اجمالی، كتب مذكور مطابق با مذهب تشیع نمی‌باشد و انكار خاتمیت و انكار ضروری دین اسلام است.»(اسناد انقلاب اسلامی-ج2- ص206)
ایت‌الله سید كاظم مرعشی هم در پاسخ به استفتایی دیگر خرید و فروش كتب شریعتی را حرام دانست. همچنین آیت‌الله سید علی اصفهانی اعلام كرد:«نوشتجات نامبرده مشتمل بر اباطیل گوناگون است» و خرید و فروش كتب مذكور را حرام اعلام كرد.
آخرین فتواهای مذهبی علیه شریعتی پس از مرگ وی آغاز شد. در این زمان حضرات آیات ابوالقاسم خویی، شهاب‌الدین مرعشی نجفی،شاهرودی،عبدالله شیرازی، مالك حسینی، علی نمازی و... فتاوی مشابهی علیه شریعتی صادر كردند. در این زمان تلاشهایی هم شد كه فتوایی له یا علیه شریعتی از آیت‌الله خمینی صادر شود اما وی در این‌باره همواره سكوت كرد.
با اینهمه بعدها بسیاری از سخنان شریعتی به میان مردم رفت و تبدیل به مسلمات تفكر شیعی معاصر ایران شد، چنانچه روحانیان نیز به ناچاربخشی از این نقدها را پذیرفتند.
درصورت تمایل این وبگاه را به پایگاهی برای اطلاع رسانی تبدیل مینمایم در نظرات اعلام نمایید .


دست به قلممان هم کمی خوب است - محمود
Mahmoud.Dadashzadeh@gmail.com

۳ نظر:

  1. تخصصي دراين بحث ندارم؛ ولي فقط اينو بگم كه مردم ما در هرچه كه با هم اختلاف نظر داشته باشند عده ي كثيرشون از لحاظ معنوي و ديني مذهبي با هم اتفاق نظر دارند و خوب طبيعيه كساني كه متولي اين امر باشند و به قولي اون سر ريسمان دستشون باشه احاطه بالايي روي مردم دارند و قدرت برتر دست آنهاست.. و مسلم آنست كه وقتي اين مهم درخطر بيوفتد و كسي در حيطه آن دخالت كند قبل از آنكه قدرت يافته و قلمروش رو به گسترش برود تار و مار خواهد شد.

    اين يه اصل طبيعي و همه گير هست؛ بنده با توجه به فرمايشات عالي شما اينچنين نقل كردم(كمااينكه خودتانن نيز فرموده بوديد)


    فرهنگي باشيد - جوليز

    پاسخ دادنحذف
  2. salam
    merc be khatere lotfahye bi darighet
    asheghe dr shariatiam
    sai kardam befahmamesh:-x

    پاسخ دادنحذف
  3. اسمی رو که برای سیاست انتخاب کردی خیلی دوست دارم...بی پدر و مادر...
    قبلا به این اصل اعتقاد نداشتم...اما الان بهش ایمان دارم....

    شریعتی رو قبول دارم...اما چون نه به تاریخ اعتقاد دارم ونه به سیاست...نظر خاصی نمی تونم بدم...
    جز اینکه سیاست حتی می تونه تاریخ رو هم تغییر بده!

    پاسخ دادنحذف