
واقعا نداشتی ؟ اصلا یه گدا به پستت خورده ؟ یا به یه فقیر کمک کردی ؟ حاضری بری یه روز تو خیابون بخوابی ؟ یا یه شب بری کارتون خوابی ؟ به نظرت یه گدا روزی چه قدر کاسبه ؟ 20 ؟ 30 ؟ 40 ؟ 50 ؟ 5 هزار تومن ؟
یا اینکه واسه یه دستشویی رفتن از آزادی بری صادقیه ؟ یا بر عکس ؟ یا اینکه هر روز ساندویچ بخوری ؟ تا حالا شده فقط یه روز رومبل نرم خونه لم ندی ؟ یا اصلا هیچی میتونی 24فقط ساعت بیرون از خونه تو خیابون زندگی کنی ؟ کلا همه به کنار جلو هرکس و ناکسی دست دراز کنی ؟ به نظرت یه نفر که میاد شیشه ماشینت رو پاک کنه چه جور آدمیه ؟ مخصوصا که ساعت 3 بعد از ظهر تو مرداد ماه هم باشه تو زیر باد کولر ماشینت هستی و اون بیرون ! یا ساعت 12-01 شب داری میری خونه میری پمپ بنزین یه پسر بچه میاد فال میفروشه میگه فال بدم تو چی میگی بهش ؟ نمیدونم تا الان دیدی یه BMW - X6 به گدا بگه پول ندارم ؟ یا یه cls ؟ دیدی یه نفر پارچه بدست داره شیشه ماشن جلویی رو پاک میکنه راننده محکم تا حدی که شیشه ممکنه بشکنه میزنه به شیشه و ماشین پشت سری بوق بزنه 5 هزار تومن بده به اون بنده خدا که شیشه پاک میکرد ؟ یا یه پیر مرد رشتی 70 ساله هر روز از کرج بلند بشه بیاد خیابون ولیعصر 4 راه پسیان فال بفروشه و بعد به زن و بچش بگه تو یه شرکت آبدارچیم ؟اصلا تا حالا دعوای اینا رو دیدی که میگن این چهار راه ماله منه اون میگه ماله منه ؟ یا این که یه رنوی آبی درب و داغون بوق بزنه و یه زن هزار تومن پول در بیاره و به فال فروشه بگه بفرما آقا پسر اینم روزیه شما ؟ یا میدونی شیشه یه ماشین رو طرف تمیز کنه طرف هم کلی دستور بده اینجا رو تمیز کن اون جا رو تمیز کن بعد بگه شیشه چراغ ها رو هم تمیز کن ! رینگ ها یادت نره راستی ؟! بعد بهت با حالت تمسخر 30 تا تک تومنی بده چه حسی پیدا میکنی ؟ یا تو پول نداشته باشی بری یه نون سنگک بگیری همین طور که داری شیشه ماشین رو تمیز میکنی چشمت به کیف پول یه دختر یا پسر کوچیک تر از خودت بیوفته که داره از بین تراول های 100هزار تومنیش تنها پومصد تومنیه تو کیفش رو بهت میده که فقط از ماشینش دور بشی و دست به اون نزنی ؟ آآیا به نظر شما فال های فال فروشان توش فخش خار مادر میده به شما ؟ یا دستمال های شیشه پاک کن ها سیم خاردار داره ؟فکر کردی یه روز خودت ممکنه مثل اینا بشی ؟ میگی امکان نداره ؟ اگه بگی نه مثل اینا نمیشم به نظر من به قدرت خدا شک داری :-؟ روزگار یه جور نمی مونه عوض میشه ! یه روز یه پسری تو ماشین نشسته بود بهم گفت : آقا پسر شما بهت اینکارا نمیخوره ؟! گفتم : دست روزگاره حاجی کاریش نمیشه کرد .
میدونی شب چه حسی میده تو پارک رو چمن ها خوابیدن ؟! تا صبح یخ میزنی بعد صبح زود با صدای ماشین ها و مردم با بدنی کوفته از خواب بیدار میشی ! دست و صورت نشسته مجبوری کلی راه بری تا یه دستشویی پیدا کنی ! آها تازه یادم اومد یه هفته کارتون خوابی بدون حمام رفتن چطوره !؟ تو پارک میخوایین بخوابین حتما کارتون بزارید زیرتون چون تمام تنتون تا فردا داغون میشه یه پلیس راهنمایی و رانندگی سر چهار راه بود خیلی پسر باهالی بود مامورهای شهر داری که میومدن به ما میگفت خدا پدر مادرشو بیامرزه . یه روز از خواب بیدار میشی میبینی که هیچ کس و نداری و هیچ چیز هم نداری میری تو خیابون به طرف هر کس میری روشو بر میگردونه ! سمت هر ماشینی میری شیشه هاشو میده بالا ! هیچ کس آدم حسابت نمیکنه اصلا انگار دیده نمیشی ! چطوره به نطرت حس خوبی داره ؟
بنا به دلایلی من یک هفته به این صورت زندگی کردم تو تهران همین 1-2 ماه پیش بود . خیلی ها آدم های مهربونی بودند ولی تعداد آدم هایی که دلشون نمیسوخت خیلی خیلی خیلی زیاد تر بود . تو یه هفته فقط 80 هزار تومن مردم به من کمک کردن که از روی این پول غذا و رفت آمدم رو دادم .الان دیگه اون شرایط رو ندارم و خدا رو شکر به حالت عادی برگشتم .
دیروز یاد نوشته های سال پیش روزنامه همشهری افتادم که تو یکی از ستون هاش در مورد کمیته امداد مطلبی رو نوشته بود : ماهیانه فقط از صندوق های صدقه 92 میلیارد تومن جمع آوری میشه ! اگه تو هر منطقه طهران 720 خانوار تحت حمایت باشند با تقسیم 92 میلیارد در ماه بین اونها میشه در 22 ماه هیچ فقیری تو طهران نباشه چون 127 میلیون به هرخانوار میرسه با توجه به منطقی که فقیر ندارن اصلا این کار خیلی زود تر انجام خواهد شد حتی اگه 1440 نفر تو هر منطقه باشند 63 میلیون میرسه به هر خانوار ! یا اگه این 92 میلیارد رو هر ماه به یک استان اختصاص بدن در عرض 30 ماه خیلی از مشکلات شهر ها و استان ها حل میشه !فقط از تقسیم بدون دزدیه صندوق های صدقه !حالا بقیه بماند .
به یاد روز های شیشه پاک کنی و فال فروشی سر چهار راه پسیان ، خیابان ولیعصر ، طهران - محمود
میدونی شب چه حسی میده تو پارک رو چمن ها خوابیدن ؟! تا صبح یخ میزنی بعد صبح زود با صدای ماشین ها و مردم با بدنی کوفته از خواب بیدار میشی ! دست و صورت نشسته مجبوری کلی راه بری تا یه دستشویی پیدا کنی ! آها تازه یادم اومد یه هفته کارتون خوابی بدون حمام رفتن چطوره !؟ تو پارک میخوایین بخوابین حتما کارتون بزارید زیرتون چون تمام تنتون تا فردا داغون میشه یه پلیس راهنمایی و رانندگی سر چهار راه بود خیلی پسر باهالی بود مامورهای شهر داری که میومدن به ما میگفت خدا پدر مادرشو بیامرزه . یه روز از خواب بیدار میشی میبینی که هیچ کس و نداری و هیچ چیز هم نداری میری تو خیابون به طرف هر کس میری روشو بر میگردونه ! سمت هر ماشینی میری شیشه هاشو میده بالا ! هیچ کس آدم حسابت نمیکنه اصلا انگار دیده نمیشی ! چطوره به نطرت حس خوبی داره ؟
بنا به دلایلی من یک هفته به این صورت زندگی کردم تو تهران همین 1-2 ماه پیش بود . خیلی ها آدم های مهربونی بودند ولی تعداد آدم هایی که دلشون نمیسوخت خیلی خیلی خیلی زیاد تر بود . تو یه هفته فقط 80 هزار تومن مردم به من کمک کردن که از روی این پول غذا و رفت آمدم رو دادم .الان دیگه اون شرایط رو ندارم و خدا رو شکر به حالت عادی برگشتم .
دیروز یاد نوشته های سال پیش روزنامه همشهری افتادم که تو یکی از ستون هاش در مورد کمیته امداد مطلبی رو نوشته بود : ماهیانه فقط از صندوق های صدقه 92 میلیارد تومن جمع آوری میشه ! اگه تو هر منطقه طهران 720 خانوار تحت حمایت باشند با تقسیم 92 میلیارد در ماه بین اونها میشه در 22 ماه هیچ فقیری تو طهران نباشه چون 127 میلیون به هرخانوار میرسه با توجه به منطقی که فقیر ندارن اصلا این کار خیلی زود تر انجام خواهد شد حتی اگه 1440 نفر تو هر منطقه باشند 63 میلیون میرسه به هر خانوار ! یا اگه این 92 میلیارد رو هر ماه به یک استان اختصاص بدن در عرض 30 ماه خیلی از مشکلات شهر ها و استان ها حل میشه !فقط از تقسیم بدون دزدیه صندوق های صدقه !حالا بقیه بماند .
به یاد روز های شیشه پاک کنی و فال فروشی سر چهار راه پسیان ، خیابان ولیعصر ، طهران - محمود
درود برادر اسلامی خودم!
پاسخ دادنحذفخوبی؟ ممنونم که به کشکول بنده سر زدی و دیدگاهی فرستادی.
وبلاگ نیکویی داری... یه شعری نوشته بودم دنبال یک عکس خوب براش بودم..عکس این پستت خوراک ِ همونه...
خلاصه در زمانه ای که قحط وفاست سر زدن یک غریبه به وبلاگ و نظر دادن و از آن مهمتر لینک کردم خیلی ارزشمند است...
مخلصتم - معین هستم یک هومنگ!
http://hooman68.com
سلام
پاسخ دادنحذفمرسی محمودی
ایشالا بلاگ بعدی رو بهت میدم اونجا بلینک دادا
اون پست مشقی بود
خودم یکمی مشکل دارم نمیتونم نت بیام :دی
موفق باشی فرهاد
هر جا که آهویی . گم کرده راهش را
پاسخ دادنحذفمعصوم میبینی طرز نگاهش را
آنجا تو یادم کن دوست من
هر جا کبوتری با قلب دلواپس
پر میزند اما افتاده از نفس
آنجا تو یادم کن دوست من
هر جا گلی از شاخه دیدی جدا ماند
پا در گلی از رفتن دیدی که وا ماند
آنجا تو یادم کن دوست من
هر جا قناریها را افسرده میبینی
یا پشت سالاری را تا خورده میبینی
آنجا تو یادم کن دوست من